.من که ميدانم شبي عمرم به پايان مي رسد...
...نوبت خاموشي من سهل واسان مي رسد...
...من که مي دانم که تا سرگرم بزم و مستي ام...
...مرگ ويرانگر چه بي رحم وشتابان مي رسد...
...من که مي دانم به دنيا اعتباري نيست...
...بين مرگ و ادمي قول و قراري نيست...
...من که مي دانم اجل ناخوانده وبيدادگر...
...سرزده مي ايد و راه فراري نيست...
برچسب: افسوس,افسوس و صد افسوس,افسوس رامش,افسوس بهرام,افسوس پرینسس کوش آداسی,افسوس امین بانی,افسوس سالار عقیلی,افسوس کوش اداسی,
نویسنده: هلیا حیدری